مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
stya
مهربون
1371-06-12
m - مجرد
اسلام
کرمانشاه
لیسانس
وزن: 85 - قد: 183
رفته ام
نمی کشم
ای فون
93
کاروگردش وخلاصه هرچی به دردزندگیم بخوره

بازدیدکننده


علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM
دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM
دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM
ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﺴﭙﺎﺭ!
ﮔﺮ ﭼﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ
ﺣﮑﻢ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ، ﻓﻘﻂ ﻋﺸﻖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ..
ﺍﻭ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﯾﺪ ﻻﯾﻖ ﻋﻤﻖ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﺎﺷﺪ!
ﻭ ﮐﻤﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻤﺎﺭ
ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﺑﺪﻫﺪ ﺭﻭﺣﺶ را..



1 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM

سلام من امشب با دلی پر از درد ونیاز بدنبالت اومدم اما نبودی چقد قلبم سوگواره لحظه های بی توبودن شده افسوس که وقتی قدر میدونیم که خیلی دیر شده راست گفتن گاهی زود دیر میشد.
مرغ روحم اشفته بدنبالت کجا اید که داغ شرمندگی به جبین دارد.

دیرگاهیست هروزم شده عصر جمعه در اغوشم جز زانوی غم کسی نیس.بارها خواستم این بوده فراموشت کنم ولی هربار عطر یادت دروجودم بیشتر زبانه میکشد یارب چه بود این چشمه محبت قطره ایی خوردم ودریایی گریستم.خیلی دلتنگتم همین.

ای پادشه خوبان داد از غم جدایی.....جان بیتو بسر امدوقت است باز ایی.
کاش می شد خنده را تدریس کرد
کارگاه خوشدلی تاسیس کرد..!!
کاش می شد عشق را تعلیم داد
نا امیدان را امید و بیم داد..!!
شاد بود و شادمانی را ستود
با نشاط دیگران دلشاد بود..!!
کاش می شد دشمنی را سر برید
دوستی را مثل شربت سر کشید
کاش می شد پشت پا زد بر غرور
دور شد از خودپسندی,دور دور ..
با صفا و یکدل و آزاده بود
مثل شبنم بی ریا و ساده بود...
از دو رنگی و ریا پرهیز کرد
کینه را در سینه حلق آویز کرد...
کاش می شد ساده و آزاد زیست
در جهانی خرم و آباد زیست!!!!

5 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم ...

یک عمر دورو تنها ،تنها به جرم این که
او سر سپرده می خواست من دل سپرده بودم
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد ،وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
1 دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM

دیدمت از دور و قلبم در هوایت پر کشید

مرغ جلدت در خیالش سوی آغوشت پرید

دست من با مشق تنهایی کمی خو کرده بود

آمدی و دیدنت هوش و حواسم را ربود

داشتم با بی تو ماندن بی صدا می ساختم

تا تو را دیدم همان لحظه خودم را باختم

خاطرات بودنت یاد من آمد بی امان

اشک ریزان شد به حال من زمین و آسمان

در زمان بودنت، آونگ ساعت کند شد

من تو را از دور می دیدم و نبضم تند شد

با غریبه هم سخن بودی و گرم گفتگو

من همانجا چال می کردم هزاران آرزو

با دوباره دیدنت در من قیامت ها بپاست

راست گفتی که قیامت وعده دیدار ماست



3 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM


تمام دل خوشی ام شور عاشقانه ی توست
دو چشم منتظرم تا همیشه خانه ی توست

تو صبر گفتی و من خسته از شکیبایی
تمام زندگی ام غرق در بهانه ی توست

بهانه ی همه ی شعرهای من، برگرد
بیا که خانه ی قلبم پر از ترانه ی توست

دل گرفته ی من همچو مرغ در قفسی
تمام هوش و حواسش به آشیانه ی توست

به کنج خلوت خود، همچو ابر می بارم
سرم درون خیالم به روی شانه ی توست

تو رفته ای و من اینجا میان خاطره ها
به هر طرف که نظر می کنم نشانه ی توست

دل شکسته ی من از تو عشق می گیرد
کبوتردلم به امید آب و دانه ی توست

2 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM


چه " شوری " می زند دلم
وقتی در چشم دیگران ،
آنقدر " شیرین " می شوی !

دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM

آه که چقدر دلم هوایت را میکند
ودر هوایت می سوزم
حالا که دیگر هوایم را نداری !

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی بابا MMMMM
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی بابا MMMMM
آنقدر بی مقدمه
عاشقت شدم
که هیچ ناشری
کتابم را 
چاپ نکرد ...
کاش می شــد که تو را از دل خود پاک کنم
تک تک خاطـــره ها را به دلــم خاک کنم

از تو بگریزم و یک نقطه شـوم ، در دل شب
تا ســحر از غـــم تو شــکوه بر افلاک کنم

دگـــر از دوری تو اشک قـــلم گشته روان
رخــصتی ده که غـــزل را ز تو نمناک کنم ؟

بی تو تنهایــم و رسوایــم و باید که خـودم
عمـــــق این فاجعه را یک تنه ، ادراک کنم
دیدگاه |
و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات