یافتن پست: #سهراب_سپهری

ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
IMG_20180125_132533.jpg

آفتابی ،،

لبِ درگاهِ شماست که اگر

در بگشایید..

به رفتارِ شما ؛می‌تابـد !





♥️
دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali


.........................سلام..........................



IMG_20171124_095044.jpg

. ‍ زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیم

زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم

زندگی نیست بجز نم نم باران بهار ،

زندگی نیست بجز دیدن یار ،

زندگی نیست بجز عشق ،

بجز حرف محبت به کسی ،

ورنه هر خار و خسی ،

زندگی کرده بسی ،

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد ،

دو سه تا کوچه و پس کوچه و

اندازه ی یک عمر بیابان دارد .

ما چه کردیم و چه خواهیم کرد

در این فرصت کم ؟!

12 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
شقايق
شبکه اجتماعی ایرانیان
شقايق
یعنی وســـطِ قـصـــه‌ی تــردیـــدِ شـمــــا کسی از در برسد نور تعــــارف بکنــــد..!

8 دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
kamran
شبکه اجتماعی ایرانیان
kamran
عکس و تصویر من عاشق ودیوانه ی یک عشق نجیبم درحسرت بوییدن یک دانه ی سیبم سرخ است ...
به آفتاب آلوده ام؛
تاریکم کن!
تاریک
تاریک...

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
sahra
شبکه اجتماعی ایرانیان
sahra
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است...
و تنهاییِ من شبیخونِ حجم تو را پیش بینی نمی کرد
و خاصیتِ عشق این است❤️

سهراب_سپهری
1 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
دچار باید بود
و گرنه زمزمه یِ حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که
غرق ابهامند.

سهراب_سپهری


_____________________


عکس و تصویر دچار باید بود و گرنه زمزمه یِ حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد و ...
دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ali
شبکه اجتماعی ایرانیان
ali
  • آفتابی ...

لبِ درگاهِ شماست که اگر 
در بگشایید

به رفتارِ شما ...
                      می‌تا
  • آفتابی ...

    لبِ درگاهِ شماست که اگر
    در بگشایید

    به رفتارِ شما ...
    می‌تابـد !

    دیدگاه |
    اين ارسال را پسنديده اند
    غزل
    شبکه اجتماعی ایرانیان
    غزل
    تو مرا آزردی

    که خودم کوچ کنم از شهرت..

    تو خیالت راحت!

    می‌روم از قلبت..

    می‌شوم دورترین خاطره در شب‌هایت

    تو به من می‌خندی!

    و به خود می‌گویی: باز می‌آید و می‌سوزد از این عشق

    ولی برنمی‌گردم، نه!

    می‌روم آنجا که دلی

    بهر دلی تب دارد

    عشق زیباست و حرمت دار د..

    {-35-} {-35-} {-35-}
    # سهراب_سپهری #
    5 دیدگاه |
    و 14 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
    صفحات: 1 2

    تفکیک

    جستجو برای
    نوع پست توسط در گروه تاریخ