این پروفایل خصوصی شده است.

ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ

آخی بالاخره وارد شدم. {-3-}

چرا ورود به شبکه چند روزه اینجوری شده:شاکی
امروز هم که میزنه من وارد شدم اما بازم پشت درم{-19-}
20 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ

نمک نشناسی مثل یک بیماری مزمن شیوع پیدا کرده است بین مردم!
مهم نیست تو چقدر خودت را خرج حال خوبشان کردی!
حالشان که با تو خوب شد،دلیل حال بدت می شوند!
مهم نیست چقدر در گذشته کنارشان بودی!
می روند و شیفته ی آدم های جدید زندگی شان می شوند.
مهم نیست تو چقدر دردشان را به جان خریدی!
درد می زنند به جانت.
مهم نیست چقدر بار تنهایی شان را به دوش کشیدی!
در نهایت تنهایت می گذراند.

لطفاً به فرزندانتان،
قدر شناس بودن را یاد دهید؛
اینجا زخم خیلی ها تازه ی
همان نمک دانی ست که شکست‌ !
13 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
میخواهی دلتنگت نباشم...
انگار که بخواهی
شیروانیهای"رشت"خیس نباشند
انگار که بخواهی
زمستانهای"الموت"سرد
دنیا اما کاری به خواستن هیچکس ندارد
من هم سالهاست
میخواهم که.....

4 دیدگاه |
و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
معشوقه تویی ، شعـر تویی
بغض منم من
جولان قلم پیش نگاهت عددی نیست !
دیوانه تر از قبل ،
کمی خسته تر از پیش
مردم به خدا عشـق دگر چیز بدی نیست!

3 دیدگاه |
و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ

وطن جان
خسته ام
پایان خوب داستانت کو؟!!!

6 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ

"دوستت دارم"
شبیه لبخند زدن
شبیه قدم زدن در ولیعصر
و بارانی که غافلگیرم کند...
"دوستت دارم"
شبیه غزل
شبیه سپید
شبیه نامه‌های شاملو به آیدا...!


1 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
طاقتت که تمام شد نرو
‏معرفت تازه از اینجا شروع میشود!


10 دیدگاه |
و 6 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
تبعيدم كن به آغوشت
اين تنها تبعيدی است
كه مرا به وطن
باز می گرداند


4 دیدگاه |
و 7 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
دریا خانه ات بود
دلت دریایی
نامت دریادل
دریا تو را با خود برد
و من با آتشی که به جانم افتاده
شعله شعله می سوزم
خاکستر می شوم
و با بغضی از اندوه ابرها
چون قاصدکی سیاه
پرسه می زنم...


7 دیدگاه |
و 8 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
ღღپاییزღღ
شبکه اجتماعی ایرانیان
ღღپاییزღღ
دردناك ترين پارادوكس دنيا
در آب سوختند
در آتش غرق شدند



4 دیدگاه |
و 9 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات