مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
nasin
1340-12-30
m - متاهل
اسلام

بازدیدکننده

علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

بسیاری از مشکلات را نباید حل کرد ، بلکه باید منحل کرد

چون زاییده ذهن ماست ...

همیشه با افکار زیبایت زندگی کن چون زندگی به اندازه فکرهای تو زیبا می شود ...

بهترینها رانباید دید وحتی لمس کرد،باید انها را میان قلب خود

احساس کرد
2 دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

عیدتون پیشاپیش مبارک

هرروزتان نوروز نوروزتان پیروز
http://yon.ir/eyd2
5 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی
چارلی چاپلین و وصف مادر:

وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم...!
مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛
می‌گفت: می‌خرم به شرط اینکه بخوابی...
یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛
می‌گفت: می‌برمت به شرط اینکه بخوابی...!
یک شب پرسیدم: اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟
گفت: می‌رسی به شرط اینکه بخوابی...!
هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند!!!...

دیشب مادرمو خواب دیدم؛
پرسید: هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟
گفتم: شب‌ها نمی‌خوابم...!!
گفت: مگر چه آرزویی داری؟؟
گفتم: تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم...
گفت: سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی...

روز مادر مبارک ❤️

2 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

آخرای ساله

امسالم گذشت

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺗﺎﺧﺘﻦ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﺧﺘﻦ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﻮﺧﺘﻦ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﻦ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧَﻔَﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧَﻔَﺲ ﺍُﻓﺘﺎﺩﻥ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﻥ ﺍﻻﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺨﻨﺪَﻥ

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ (تولد )

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻦ (مرگ )

ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧَﻤﻮﻧَﻦ

ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻓﺘﻦ

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ

ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯿﺶ ﻣﯽ اﺭﺯﻩ

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﻣﺮﺩﻩ

ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣَﺮﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ

ﺑﯿﺎین ﻗﺪﺭ ﻫﻤﻮ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ

ﻧﺬﺍﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﻤﻮﻧﯿﻢ

پروانه به خرس گفت: دوستت دارم ...

خرس گفت: الان میخوام بخوابم،باشه بیدار شم حرف میزنیم ...

خرس به خواب زمستانی رفت و هیچوقت نفهمید که عمر پروانه فقط 3 روز است ...

" همدیگر را دوست داشته باشیم؛ شاید فردایی نباشد "..

آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارن و مرده ها به فاتحه !

ولی ما گاهی برعکس عمل میکنیم !

به مرده ها سر میزنیم و گل میبریم براشون, ولی راحت فاتحه زنده ها رو میخونیم !

گاهی فرصت باهم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست !

بیائیم ساده ترین چیز رو از هم دریغ نکنیم :

4 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت ڪعبه رود. با ڪاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مرڪبی نداشت، پیاده سفر ڪرده و خدمت دیگران می ڪرد. تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم ڪسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است ڪه خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند.شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو.

مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم.

شیخ گفت حج من، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف ڪنم به ز آنڪه هفتاد بار زیارت آن بنا ڪنم ...

2 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

اۍ هــمــه مــردم ،
عمر گران‌مایۀ خـود برچه گزارید
هرچه به‌عالم بُود گـر به‌ کف آرید
هیچ ندارید اگر عشق ندارید
گـر به ثریا رسید هیچ نیرزید
عشق بورزید ، دوست بدارید ...
فریدون_مشیری
2 دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی


سخنان زیبای سعدی

دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند.
خانه دوستان بروب و درِ دشمنان مکوب.
هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد.
هر که در زندگی، نانش نخورند، چون بمیرد، نامش نبرند.
ملوک از بهر پاس رعیّتند، نه رعیت از بهر طاعت ملوک.
دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاک
روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سرتپه معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می آید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاری است
به سراغ من اگرمی آیید
نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من...

سهراب سپهری
2 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،

به جای عذرخواهی و کمک کردن به پیر زن شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن؛

سپس راهش را ادامه داد و رفت؛

پیرزن صدایش زد و گفت: چیزی از تو افتاده است ...

جوان به سرعت برگشت و شروع به جستجو نمود؛

پیرزن به او گفت: مروت و مردانگی ات به زمین افتاد، هرگز آنرا نخواهی یافت !!!

" زندگی اگر خالی از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هیچ ارزشی ندارد "

زندگی حکایت قدیمی کوهستان است !

صدا می کنی و می شنوی؛

پس به نیکی صدا کن، تا به نیکی به تو پاسخ دهد ...

5 دیدگاه |
و 11 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
علی
شبکه اجتماعی ایرانیان
علی

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم

الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم

بنشین که با من هر نظر ، با چشم دل ، با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم

بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم

بوسم تو را با هر نفس ، ای بخت دور از دسترس
وربانگ برداری که بس ، غمگین تماشایت کنم

تا کهکشان ، تا بی نشان ، بازو به بازویت دهم
با همزمانی ، همدلی ، جان را هم آوایت کنم

ای عطر و نور توامان یک دم اگر یابم امان
در شعری از رنگین کمان با نوی رویایت کنم

بانوی رویاهای من ، خورشید دنیاهای من
امید فرداهای من ، تا کی تمنایت کنم ؟
فریدون_مشیری
3 دیدگاه |
و 5 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات