پرش به

شبکه اجتماعی ایرانیان
سرای ایرانیان زیر مجموعه شبکه اجتماعی ایرانیان است. امکانات متنوعی از جمله چت یا بازی های آنلاین را در بخش شبکه اجتماعی ایرانیان تجربه کنید

تصویر

روزمرگیها

* * * - - 3 رای بی دیگری

بهترین پاسخ ali-kooh , ۱۵ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۲۳بعد از ظهر

میدانی ...
از وقتی کمرنگ شده ای
بقیه رنگها می خواهند رنگم کنند
اما جایت را با سفید پر کرده ام
تا بیائی و با نیلوفری زیبایت دوباره رویــایـــم را رنگ کنی!
 
ava%20%28203%29.jpg

رفتن به مطلب کامل

  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
130 پاسخ برای این موضوع

#1 پاییز ارسالی ۰۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۳:۴۵بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال


بی دیگری می بایست خوش زیستن از آن تو باشد.
بی تمنا، بی خواهش.
بی دیگری می بایست به خود تکیه کنی و سنگ های میانه راه را یکی یکی برداری و در گردباد های گاه و بی گاه از پا نیافتی.
بی دیگری می بایست آنقدر توانمند باشی که بدانی لحظه هایت را چگونه خوش رنگ و بو سازی.
بی دیگری می بایست خوش بیاندیشی و نیک روزگار بگذرانی.
که اگر اینگونه زیستی بی شک ، به آن دگری خواهی رسید که یکپارچه از آن تو باشد...
#پاییزان

#2 زیبای خوب و مهربون ارسالی ۰۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۴قبل از ظهر

زیبای خوب و مهربون

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 1173 ارسال
  • LocationGUILAN,Rasht

به خودت متکی باش

شادی ها رو خودت برای خودت بوجود بیار

منتظر دیگران نمون ....

 

 

 

حرفایی که من این روزا به خودم میزنم.


دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه.....

#3 solmaz ارسالی ۰۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۲:۴۷بعد از ظهر

solmaz

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 2573 ارسال

%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9

 

" آدم‌ های امن چه کسانی هستند؟ "
آدم‌ های امن، همان‌هایی هستند که همه چيز مي‌توانی بهشان بگويی،
بدون اينکه قضاوت يا تحقيرت کنند...
ميتوانی کنارشان احساس بودن کنی...
کسانيکه فقط خود خود خودت هستی که براشون مهمی کسی که ﺩﺳﺘــــﺖ ﺭﺍ می گیرد ....
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻭ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺧﯿـــــــﺎﻝ ..
ﺩﺳـــــتت را می گیرد ﺑﻪ ﺭﺳــــﻢ ِمحبت ...
ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳــــــﺖ ﻫــــﻮﺍیت ﺭﺍ ﺑﯽ ﺍﺟــــــــﺎﺯﻩ به رسم رفاقت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد !
گاهی تورا فرو می‌ریزد برای بنای جدید....
آدم های امن گل های قالی اند،
نه انتظار چیده شدن دارند نه دلهره پژمردن،
همیشگی اند،
گنجینه اند،
سرمایه اند،
آرامش خاطرند،
کاش هرکس یک آدم امن در زندگیش بیابد


مرهم به دست

و

ما را مجروح میگذاری....


#4 پاییز ارسالی ۰۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۲:۴۰بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال



سر بی محلیِ صبحت غر زدنم آمده بود .. سر کلاس با استاد بحثم شده بود و سه واحد از مهمترین درسهایم را حذف کرده بودم و پایم به کمیته ی انضباطی کشیده شده بود و توی راه برگشت از دانشگاه کیف پولم را زده بودند .. بعد من نشسته بودم و باتو سر اینکه چرا جواب صبح بخیرم را یک ساعت دیرتر داده بودی حرف میزدم .. غر میزدم و تو میگفتی تو چهل سالت بشه چی میشی
چهل سالگی؟ تو واقعا فکر کردی که ما همه ی این روزها و استرسها و شادی ها و ناراحتی ها را گذرانده باشیم و رسیده باشیم به چهل سالگی، من اصلا حوصله اش را دارم که سر جواب دادن یا ندادن صبح بخیر باتو بحث کنم؟ نهایتش این است که صبح وقتی دیرت شده و تند تند و با سر و صدا آماده میشوی و به خاطر یک ادکلن ساده، کل میز لوازم آرایش را به هم ریخته ای، سرم را از زیر پتو بکشم بیرون و با یک چشم باز و یک چشم بسته بگویم یادت نرود ساعت یک بروی دنبال بچه و همانطور که غلت میزنم و میخزم دوباره زیر پتو بگویم اون یقه ی پیرهنتم درست کن بد مونده
چهل سالگی که دیگر وقت این غر زدنها نیست توی چهل سالگی با همه ی بد و خوب هم کنار آمده ایم که دیگر نه من حالش را دارم سر اینکه پاهایت را دراز میکنی روی میز غر بزنم و نه تو سر بیماری وسواس طورِ من از همیشه خیس بودن دمپایی های دستشویی ..
چهل سالگی شاید هیجان انگیز نباشد شاید دویدن های روی پل و خندیدنهای وسط شهربازی و لوس بازی ها و بگو منو دوست داریِ بیست سالگی را نداشته باشد شاید تو ساعتها روی مبل بنشینی و کانالهای تلویزیون را جابجا کنی و من درگیر رفت و روب بچه و آشپزخانه باشم شاید خستگی بهمان مجال یک شب بخیرِ ساده را هم ندهد
اماچهل سالگی تو را برای همیشه دارد .. پشت همه ی خستگی ها و شب بخیر نگفتن ها و بی حوصلگی ها و تکراری بودن ها و شیطنت نکردنها، تو نشسته ای .. حتی اگر پایت را انداخته باشی روی پا .. حتی اگر حواست به من نباشد..
هیچ کجای چهل سالگی رفتن ندارد دور شدن ندارد از آن دلتنگی ها که نصفه شبی چنگ بیندازد گلوی آدم ندارد .. که اگر هم داشته باشد و اگر هم چنگ بیندازد با یک غلت زدن ساده میشود رسید به تو
و راستی توی دنیا چه چیز اندازه ی رسیدن به تو میتواند لذت بخش باشد؟
چهل سالگی یعنی ده هزار صبح دیگر با تو شروع شده و بعد از ده هزار صبح کنار تو .. اصلا لازم است به هم بگوییم که صبحمان به خیر باشد؟
#پاییزان

#5 ali-kooh ارسالی ۰۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۳:۲۰بعد از ظهر

ali-kooh

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 3507 ارسال
بسیار هم نیک

#6 پاییز ارسالی ۰۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۳:۲۲بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال

بسیار هم نیک


سپاس
#پاییزان

#7 پاییز ارسالی ۰۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۵:۰۵بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال

چیزی ناعادلانه تر از این نیست که بعد از اینهمه درس خواندن،آنهم در سیستم آموزشی مبتنی بر حفظیات و نمره و مردودی و سیخ و درفش و معلمان سخت گیر..بنشینی پا به پای بچه ات همان مراحل را بگذرانی، این انصاف نیست...تازه وسط سر و کله زدن، نگاه عاقل اندر سفیه هم تحویل بگیری...چرا؟ چون همه چیز کن فیکون شده...ضرب و تقسیم و جمع و منها دیگر ضرب و تقسیم و جمع و منهایی که بلد بودیم نیست.هر چه خوانده بودیم را مچاله کرده اند و انداخته اند ته چاهک سیستم آموزشی و روشهای نوین گیج کننده ای جایگزین کرده اند درست مثل پیچاندن لقمه دور سر و فرو کردنش توی چشم!
رسما در حال حاضر آموخته های من و شما به درد نمی خورد ..لکن چاره ای نیست. باید خودمان را با سیستمی که هر روز یک چیز ویار می کند وفق دهیم و دست برداریم از مقایسه بچگی های خودمان با کوالاهای آویزان کوچکمان ...
#پاییزان

#8 ali-kooh ارسالی ۰۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۵:۵۶بعد از ظهر

ali-kooh

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 3507 ارسال
چه میشه کرد

#9 زیبای خوب و مهربون ارسالی ۰۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۶:۵۰بعد از ظهر

زیبای خوب و مهربون

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 1173 ارسال
  • LocationGUILAN,Rasht

چیزی ناعادلانه تر از این نیست که بعد از اینهمه درس خواندن،آنهم در سیستم آموزشی مبتنی بر حفظیات و نمره و مردودی و سیخ و درفش و معلمان سخت گیر..بنشینی پا به پای بچه ات همان مراحل را بگذرانی، این انصاف نیست...تازه وسط سر و کله زدن، نگاه عاقل اندر سفیه هم تحویل بگیری...چرا؟ چون همه چیز کن فیکون شده...ضرب و تقسیم و جمع و منها دیگر ضرب و تقسیم و جمع و منهایی که بلد بودیم نیست.هر چه خوانده بودیم را مچاله کرده اند و انداخته اند ته چاهک سیستم آموزشی و روشهای نوین گیج کننده ای جایگزین کرده اند درست مثل پیچاندن لقمه دور سر و فرو کردنش توی چشم!
رسما در حال حاضر آموخته های من و شما به درد نمی خورد ..لکن چاره ای نیست. باید خودمان را با سیستمی که هر روز یک چیز ویار می کند وفق دهیم و دست برداریم از مقایسه بچگی های خودمان با کوالاهای آویزان کوچکمان ...

دقیقا .....

این روزا معلم ها هم خیلی راحت طلب شدن .

نمیگم زحمت نمیکشن ولی مادرها هم پا به پاشون باید با بچه ها کار کنن.

مادرا هم یه پا معلم میشن


دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه.....

#10 ali-kooh ارسالی ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۸:۳۳قبل از ظهر

ali-kooh

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 3507 ارسال
بله این هم نظریست

#11 پاییز ارسالی ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۱:۰۳بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال

دقیقا .....
این روزا معلم ها هم خیلی راحت طلب شدن .

نمیگم زحمت نمیکشن ولی مادرها هم پا به پاشون باید با بچه ها کار کنن.
مادرا هم یه پا معلم میشن


درسته آخه مشکل اینجاست که سواد ما فرق داره و باید تازه ضمن درس دادن به بچه ها خودمون هم درس بخونیم...
#پاییزان

#12 پاییز ارسالی ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۱:۰۴بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال

چه میشه کرد


هیچی، ما نسلی هستیم که فقط خودمون رو با تغییرات وفق دادیم والاغیر........
#پاییزان

#13 پاییز ارسالی ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۳:۵۲بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال

 

 

باید اعتراف کنیم به خاطره های نداشته
من انها را با کلمات پر میکنم...
راستش رابخواهی هنوز منو تو صد بوسه دزدکی به نارنج های ته باغ بدهکاریم.
یا به البوم های نداشته صد عکس یه هویی،یا قطاری که هیچگاه با او به سفر نرفتی ومن برایت دستی تکان ندادم،یایک سینمای رومانتیک کازابلانکایی در عمق شبهایی به سبک فرانسویی،یا یک باله در پس پرده های تاریک نمایش،اصلا میدانی منو تو هیچ وقت ستاره ای را در پشت بام خانه مان نشان نکردیم،لباس های زیبایی که برای دیدارت خریده بود بودم درته کمد پوسید،منو تو یک عمر خاطره نداشته بهم بدهکاریم،
مادربیهودگی ایام میپوسیم مث لباس های ته کمد...
فردا که بهار تمام شد ماصد ظهر تابستان باطعم بستنی تمشکی بهم بدهکاریم.
فردا که روزنامه عصرت راخواندی به شهرزادی درپس قصه ها فکر کن که هیچ گاه اورا ندیدی...
فردا که رادیو صدای اشنایی را به خانه ات اورد به اوازهای دختری فکر کن که اورا هرگز نداشتی.....


#پاییزان

#14 ali-kooh ارسالی ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۸بعد از ظهر

ali-kooh

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 3507 ارسال
عالی

#15 پاییز ارسالی ۰۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۱:۲۵بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال


بهار مثل برق و باد می گذرد.چشم باز می کنی می بینی تابستان دارد سر می کشد توی زندگی ات.
خرداد برایم مثل دختری است که آمده لب چشمه و کوزه اش را پر کرده و وقت رفتن دل دل می کند.نه من دل می کنم نه او...
#پاییزان

#16 پاییز ارسالی ۰۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۴:۳۸بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال
خانه باید بزرگ باشد
همینطور دل صاحبخانه
مهمان سرزده بیاید
بشیند دورسفره ،بگویید ،بخندد
ظهرتابستان
برایش جا بندازی در خنک ترین اتاق
خانه ،ظهربخوابد و عصر با بوی هندوانه
پاره شده لب حوض بیدارشود...
ماهمه چیزمان را ان روزهایی ازدست
دادیم که خانه هایمان عوض شد
ازآن روزها به بعد دیگر، هیچکس نتوانست خوشبخت بماند...
#پاییزان

#17 solmaz ارسالی ۰۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۱:۳۹بعد از ظهر

solmaz

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 2573 ارسال
 
آدمی که دوستت دارد
خیلی زود برایت عادی می شود
حرف هایش، دوستت دارم هایش...
و تو خیلی زود کلافه می شوی
از بهانه هایش، اشک هایش، توقع هایش...
و چون تصور می کنی که همیشه هست، همیشه دوستت دارد؛
هیچوقت نگاهش نمی کنی
نگرانش نمی شوی
برای از دست دادنش نمی ترسی...
او همیشه هست
اما
او هم آدم است
روزی که کارد به استخوانش برسد
کوله بار اندوهش را برمی دارد
و بی سر و صدا می رود...
حسی به من می گوید
آن روز
بی اراده صدایش می زنی
اما
جوابی نمی آید...
فقط
برایت
جای پایش می ماند
 
 
پریسا_زابلی_پور

مرهم به دست

و

ما را مجروح میگذاری....


#18 پاییز ارسالی ۰۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۳:۴۲بعد از ظهر

پاییز

    Advanced Member

  • عضو عادی
  • 205 ارسال



کاش مي شد از آدم ها پرسید کجای ذهن و دلشان هستیم؟ ته ته دلشان یا انتهای ذهنشان...کاش می شد فهمید برای چه کسی رحمت هستیم و براي چه کسی زحمت... خوب شاید به مذاق همه خوش نیاییم؛ عیبی ندارد رسم روزگار است كه آدم باید با آدم جور در آيد؛ حرفهاي ناگفته اش، خنده هایش و گریه هایش ....
اصلا آدمي باید به دل دیگری بنشید اول حرفهایش بعد لباسهایش...
#پاییزان

#19 solmaz ارسالی ۰۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۴:۳۷بعد از ظهر

solmaz

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 2573 ارسال

 آفرین  پسسسسسسسسسند عالی بود  :thumbsup_anim:


مرهم به دست

و

ما را مجروح میگذاری....


#20 ali-kooh ارسالی ۰۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۹بعد از ظهر

ali-kooh

    Advanced Member

  • عضو فعال
  • 3507 ارسال
اصلا آدمي باید به دل دیگری بنشید اول حرفهایش بعد لباسهایش...


بسیار عالی




0 کاربر در حال خواندن این موضوع است

0 کاربر، 0 مهمان و 0 عضو مخفی