مشخصات

موارد دیگر
( آفلاین )
afsane
0000-00-00
f - مجرد
اسلام
تهران
فوق لیسانس
شاهیـــــــن جـــــــــونم

بازدیدکننده


افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم

گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !

1 دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان

یک پیاده رو تقریبا خلوت :

یک مرد ، یک زن ، یک زوج ؛ خوشبختیشان پای خودشان !

یک مرد ، یک مرد ، یک شراکت ؛ سود و ضرررش پای خودشان !

یک زن ، یک زن ، یک رفاقت ؛ معرفت و اعتمادشان پای خودشان !

و انتهای پیاده رو …

یک من ، یک تنهایی ، یک رنج ؛ آخر و عاقبتش پای تو !

دیدگاه |
و 2 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان

بد نیست!

تنهایی دارد ‘صیقلم’ می دهد!

اما…

از آن روزی می ترسم،

که از “گوی” وجودم

جز “محور”میانی ای نماند!

دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان

رابطه هایــــــــی که

تنهایی دلیل شکل گیریشون میشه

عاقبتشون دوباره تنــــــــــــــــهایی میشه…..!

1 دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان
با همه بوده است ، عجب هرزه ایست … این تنهایی !
دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان

این همه “دوستت دارم” را

برای کدام روز مبادا کنار گذاشته ای

باور کن مردگان

بوی گل را استشمام نمیکنند

دیدگاه |
و 4 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان

همه می گویند سر به سرم نگذار …

اما من می گویم سر به سرم بگذار …

تا که ریه هــــــایم پر شود از بوی موهای تو …

دیدگاه |
و 3 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند
افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان

زیاده خواه نیستم !

جاده‌ ی شمال…

یک کلبه ی جنگلی‌…

یک میز کوچکِ چوبی با دو تا صندلی…

کمی‌ هیزم…

کمی‌ آتش…

مه‌ِ جنگلی‌…

کمی‌ تاریکی ِ محض…

کمی‌ مهتاب…

و بوی یـار.. و بوی یـار… و بوی یـار …!

تـو باشی

مـن باشم

و …هــیچ !

دنــیـا هم ارزانی خودشان …

2 دیدگاه |
اين ارسال را پسنديده اند
افسان
شبکه اجتماعی ایرانیان
افسان

من از قبل “باخته” بودم

“مچ انداختن”

بهانه ای بود؛

برای گرفتن دوباره ی “دست تو”

دیدگاه |
و 1 کاربر ديگر اين ارسال را پسنديده اند

تبلیغات